مطهر بن محمد جمالى يزدى

62

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى )

دارد در زر گرفته قيمت و قدرش بيفزايد به نزد محتشمان ، و همه كس او را عزيز دارند . و چون كسى آهنگ آشيانهء او كند كه آن را بردارد قصدش كند . « 1 » و نيز در شكم عقاب سنگى باشد بر مثال چشمى « 2 » گاو سياه و سپيد ، هركه آن را بيابد و با خود دارد قدرش بيفزايد . و عطارد حاسب گويد كه عقاب از بوى صبر بگريزد ، و اگر بوى آن بشنود بيمار گردد . و درو خاصيت است . پر : اگر پر او در خانه دود كنند مار بگريزد . مغز : اندر ميان مغز او استخوانى باشد كوچك ، هركه با خود دارد بر همه كس عزيز باشد و زورمند . چنگال : اگر چنگال او بر عنان ستورى بندند نيك تواند دويد ، و نيك پوى و تيزبين باشد . ( باز جايگاه او ) در حدود روم باشد . و در ميان طيور همچون استر است كه مادرش از جنسى بوده است و پدر از جنسى . و چون بيمار شود كتان بخورد درست شود ، و در آشيانهء او البته كتان باشد ، و اللّه اعلم . ( اندرو خاصيتهاست . ) / 73 / ( گوشت : اگر گوشت ) باز بپزند و در روغن سوسن و از آن روغن طلا كنند بر چشم فايده دهد ابتدا [ ى ] آب آمدن را . خون : خون او به خورد كسى دهند خونخوار و دلير گردد . استخوان : استخوان پاى او بسوزند و خاكسترش بر جايگاه سوخته كنند درست شود . مغز : اگر مغز او با شكر بخورند دل‌كوبه را سود دارد ، و معده قوى كند و درد ببرد . چنگال : چنگال باز از درخت بياويزند هيچ مرغ بر آن درخت زيان نكند . چشم : چشم باز بگيرند و به آب سرد بسايند و در چشم كند شفا يابد . پر : پر باز در خانه دود كنند مار از آنجا بگريزد .

--> ( 1 ) . اصل : كنند . ( 2 ) . ( يعنى چشم گاو سياه ) .